تبليغاتX
عشق من امیر...




برای تو...


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:21 توسط مهسا |



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:18 توسط مهسا |


امیرم تو دلت برام تنگ نشده؟  میدونم دیگه مث قبلا دوستم نداری. خوب راحتی که من زنگ نمیزنم اعصابتو خورد کنم. الهییییییییییییییییییییییی قربوووووووووووونت برم. فدات بشم

عاشقتممممم


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:9 توسط مهسا |


سلام امیرجونم

عزیزم

مهربونم

دلم برات یه ذره شده دارم میمیرم. کاش خدا کمکمون کنه. من امیدم به خداست کاش ناامیدم نکنه. خیلی احساس ضعف میکنم. امیرم من بی تو میمیرم. میدونی؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:5 توسط مهسا |


تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم

چون تو  پاک هستی

می توانم تو را خط خطی کنم

که ان وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی

فرقی نمی کند گودال اب کوچکی باشی یا دریای بیکران .....

زلال که باشی

اسمان در توست

 دوستت دارم از همه بیشتر

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:1 توسط مهسا |


تا امروز ۳روزه که با امیرم حتی ۱ دقیقه هم حرف نزدم دلم واسه دیدنش لحظه شماری میکنه.

 

خدایا تنها امیدمی                نا امیدم نکن


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 19:45 توسط مهسا |


مسافر به انتظارت خواهم ماند تا ابد براي هميشه زيرا مي دانم که بسوي من ميايي

      پس با همه توانم تلخي اين انتظار را تحمل مي کنم ...

      به انتظارت خواهم ماند زيرا قلب من با هر تپش خود اهنگ خاطرات گذشته را مي نوازد

      قلبي که در آن خاطره ها و خوشي ها تا ابد مدفون است

      حتي اگر بدانم روزي جسم تو به سوي من باز نمي گردد ............

      بازهم به انتظار مي نشينم شايد روزي صداي پايي را بشنوم که از آن تو باشد


 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:35 توسط مهسا |


 

 

خیلی پررو شدی دیگه جوابتو نمییییییییییییییییییییییییییییییییییییییدم


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 19:38 توسط مهسا |


 

امیر

 

 

رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید،عکس تنهایی خود را در آب،

آب در حوض نبود

ماهیان می گفتند:

"هیچ تقصیر درختان نیست"

ظهر دم کرده تابستان بود

پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست

و عقاب خورشید ، آمد او را به هوا برد که برد

به درک راه نبردیم به اکسیژن آب

برق از پولک ما رفت که رفت

ولی آن نور درشت،

عکس آن میخک قرمز در آب

که اگر باد می آمد دل او،پشت چین های تغافل می زد،

چشم ما بود

روزنی بود به اقرار بهشت

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن

و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است

باد می رفت به سر وقت چنار

من به سر وقت خدا می رفتم.


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:33 توسط مهسا |



+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:28 توسط مهسا |


تنها تو را دوست دارم....
بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ،
نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،
اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن
، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،
اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم
، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني ، صدام كن ، قلبم تنها
خرابه ي وجود توست


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:27 توسط مهسا |


سلام عزیزم عمرم مهربونم

 

امیر...

 

تابستون خیلی سخت داره میگذره دلم برات تنگ شده . دیگه خسته شدم امیرم

 


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:18 توسط مهسا |



+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:13 توسط مهسا |


امیر

 

 

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در

 

پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در

 

کنار تو بودن است


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:12 توسط مهسا |



+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 9:48 توسط مهسا |


تا گرم آغوشت شدم             چه زود فراموشت شدم

 

تقصير تو نبود            خودم باري روي دوشت شدم

 

كاشكي دلت بهم مي گفت          نقشه قلبمو داره

 

هر كي زد و رفت و شكست        يه روز يه جا كم مياره

 

موندن و سوختن و ساختن

                                      همه يادگاره عشقه

انتقام از تو گرفتن

                                       كار من نيست، كار عشقه

                                 


+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 16:9 توسط مهسا |


 

اي تماشايي ترين مخلوق خاكي در زمين! آسماني ميشوم وقتي نگاهت ميكنم.

 


+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:32 توسط مهسا |


بهترين چيز رسيدن به نگاهيست كه از حادثه

 

 

 عشق تر است

 

 


+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:0 توسط مهسا |


اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده است

شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار  در  بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است.

دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد .وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!

چه اتفاقي افتاده؟

مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!!در يک قسمت تاريک بدون حرکت.

چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.

متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.

تو اين مدت چکار مي کرده؟چگونه و چي مي خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!!

مرد شديدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقي ! چه عشق قشنگي!!!

اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حدي مي توانيم عاشق شويم اگر سعي کنيم...


+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 11:53 توسط مهسا |


 

امير

 

 

                     به من بگو مهرو محبت

 

را از كدامين چشمه زيبايي گرفتي كه خارها را

 

گل كردي و دلم را عاشق خود ...

 

انوار كدامين ستاره اي كه روشنايي

 

چشمانت را از آن گرفته اي

 

كه با نگاهت شعله عشق را

 

در جانم افروختي...

 

صدايت را از كدام مرغ خوش آوا گرفته اي

 

كه طنين آن مرهم همه زخم هاي من است.

 


+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 9:36 توسط مهسا |


Amir  you  are always in my heart

امیرم مهربونم نمیدونم تابستونی که تو راهه برای من و تو خوش یمنه یا نه اما می خوام بدونی برای حل

 شدن مشکلاتمون تا پای جونم ایستادم. مهربونم تو تنها دلیل بودن منی . هیچ چیز  و  هیچ کس نمیتونه جاتو

 بگیره. تو دیگه مال منی و من مال تو   دیگه شدم ستاره شبهای تو ....

 


+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 15:27 توسط مهسا |


من امروز با صمیمی ترین دوستم برای همیشه خداحافظی کردم. خیلی دنیای  کثیفیه. بعضی ها به اسم عشق هر کاری میکنن.

 مهربونم خیلی دوستت دارم اما  هر چیزی یه روز تموم میشه ( جز عشق من  و امیر به هم)

اینجا آخر خط من و توست...


+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 15:10 توسط مهسا |


 

Amir hossein


+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:49 توسط مهسا |


 


+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:46 توسط مهسا |



+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:31 توسط مهسا |


امیرم میخوام همه بدونن که یه تار موتو یه خنده ی نازتو با دنیا عوض نمیکنم

 

من و تو باهم خوشبخت ترین زن و شوهر روی زمین هستیم


+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:10 توسط مهسا |


مرا باران، مرا دريا، مرا عاشقترين ديوانه ي مجنون بخوان و بگذر از من عاشق در اين ويرانه

هاي شب، که در شهر خراب عشق سراب آخرينم من...


+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:5 توسط مهسا |


دلم برای کسی تنگ است

که زیبایی روح را می ستاید

مهربانی را دوست دارد

گذشت را می فهمد

دلم برای کسی تنگ است

که چشمان خیس از اشک را می بوسد

وبا سر انگشت مهربانش

آبي آسمان را نشان مي دهد

كسي كه به خاطرم آفتابي مي شود

 


+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 16:36 توسط مهسا |


 

AMIR HOSSEIN

 

 

&

 

 

MAHSA

 


+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:35 توسط مهسا |


 

شاگردی از استادش پرسيد: عشق چيست؟استاد در جواب گفت: به

 

گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور

 

از گندم زار، به  ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا

 

خوشه ای بچينی! شاگرد  به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی

 

برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:

 

هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا

 

کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی

 

همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ 

 

استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما

 

به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت

 

و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را

 

چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را

 

که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

 

برگردم. همين!!

 

 


+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:22 توسط مهسا |





Copyright © 2006 - 2007 - mahsaamirhossein.blogfa.com

JavaScript Codes

اسم دختر اسم پسر